نماینده ی اصلاح طلبان رییس جمهور شد

با کسب 18میلیون 613هزار و 329رأی
حسن روحانی رئیس‌جمهور منتخب شد

حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی با کسب 18میلیون 613هزار و 329رأی رئیس‌جمهور منتخب مردم شد.

خبرگزاری فارس: حسن روحانی رئیس‌جمهور منتخب شد

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، مصطفی محمدنجار وزیر کشور گفت: حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی با کسب 18میلیون 613 هزار 329 رأی اکثریت مطلق آرا را کسب و رئیس‌جمهور شد.

نجار تاکید کرد: در مجموع 36 میلیون و 704 هزار و 156 نفر در انتخابات شرکت کردند که نشان دهنده حضور 72.7 درصدی مردم در انتخابات است.

دکتر مصدق(ویکی پدیا)

محمد مصدق (۲۹ اردیبهشت یا ۲۶ خرداد ۱۲۶۱ - ۱۴ اسفند ۱۳۴۵)[۱][۲] سیاست‌مدار، دولت‌مرد، نمایندهٔ چند دوره مجلس شورای ملی، ونخست‌وزیر ایران در سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ بود.

وی به عنوان رهبر ملی شدن صنعت نفت ایران شناخته می‌شود چرا که تا پیش از آن، نفت ایران زیر سلطهٔ دولت بریتانیا و به واسطهٔ «شرکت نفت ایران و انگلیس» (که بعدها به «بریتیش پترولیوم» یا به اختصار «Bp» تغییر نام داد) اداره می‌شد. مصدق پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، در دادگاه نظامی محاکمه شد و علی‌رغم دفاعیهٔ مستندی که از کارها و دیدگاه‌های خود ارائه کرد، به سه سال زندان محکوم شد. پس از تحمل سه سال زندان، به دستور محمد رضا پهلوی، دکتر مصدق به ملک پدری خود در احمد آباد تبعید شد و تا پایان زندگی زیر نظارت شدید دولت، در انزوا و تنهایی زندگی کرد؛ تا اینکه سرانجام در ۱۴ اسفند ماه ۱۳۴۵ بر اثر بیماری سرطان، در سن ۸۴ سالگی چشم از جهان فروبست.

ادامه نوشته

محمدعلی فروغی(ویکی پدیا)

محمّدعلی فروغی (۱۳۲۱-۱۲۵۴) سرشناس به ذکاءالملک، روشنفکر، مترجم، ادیب و سخن‌شناس، روزنامه‌نگار، سیاست‌مدار، دیپلمات، نماینده مجلس، وزیر و نخست‌وزیر ایرانی بود.

محمّدعلی فروغی دردشتی که پس از مرگ پدرش محمدحسین فروغی (ذکاءالملک) از ادیبان و مترجمان دورهٔ قاجار، لقب ذکاءالملک (ثانی) را دریافت کرد، تحصیلات خود را در رشته پزشکی در دارالفنون آغاز ولی بعد به ادبیات رو آورد و فرهنگستان ایران را تاسیس کرد. وی چند بار وزیر، دو بار نماینده مجلس شورای ملی و یک بار رئیس دیوان عالی تمیز (دیوان کشور) شد. در ۱۳۰۴ پس از تصویب انقراض دودمان قاجار، که خود در آن نقش داشت، کفیل نخست‌وزیری شد. او نخستین و آخرین نخست‌وزیر رضاشاه بود. او همچنین عضویت و ریاست هیات اعزامی ایران به کنفرانس صلح پاریس (۱۹۱۹) و جامعه ملل را برعهده داشته است.


ادامه نوشته

محله ی گود عربهای تهران

سلام.امروز می خوام براتون راجع به محله ی گود عرب های تهران بنویسم.

این منطقه در حوزه ی منتطقه ی دوازده شهرداری تهران واقع شده است.

محله ی گود عرب ها امروز دیگه گود نیست ....دیگه از اون حسینیه ی بزرگ و طایفه ی عرب بومی اون منطقه خبری نیست..

.

.

.

.

.

در سال 1217 هجری خورشیدی طایفه ای  عرب از سمت خوزستان به مقصد تهران به راه افتند و در منطقه ای از شهر کوچک تهران که بعد ها به دلیل فرورفتگی و قوم مهاجرش گود عرب ها نامیده شد ساکن شدند.

بزرگ این طایفه ی عرب تمام زمین های این منطقه را خریداری کرد.او همچنین حسینیه ای ساخت به نام حسینیه ی گود عرب ها ی مقیم مرکز...هیئت عزاداری ماه های محرم این حسینیه در سطح کل شهر تا قبل از انقلاب معروف بود.....محله ی گود عرب ها با محله های دروازه غار و بازارچه صابون پز خانه(صام پز خونه تلفظ محلی) همسایه بود.....به مرور زمان اقوام لر و ترک و پیکانی های اصفهانی(تلفظ محلی:پیکونی) هم به این محله آمدند و با عربهای این منطقه که تبدیل به ساکنان بومی این منطقه شده بودند همسایه شدند و ارتباط خوبی با یکدیگر داشتند.....مهم ترین عربهای این منطقه عبارت بودند از شه کرمپور،سیدتبریزی(سیدتروزی) و قاسمی که همگی پسر عمو و عموزاده بودند.امروزه هم هنوز جمعیت زیادی از شه کرمپور ها و سیدتبریزی ها ساکن ای منطقه هستند.....از کوچه های این منطقه می شود به کوچه یخچال(شهیدعزیزالله حسینی امروزی)،کوچه مخملباف،کوچه گمرک و کوچه ی حمام همافران (تلفظ محلی:هموم همافران) اشاره کرد.

در جنگ تحمیلی هم اقوام عرب و لر و ترک و پیکانی این منطقه شهدا و ایثارگران زیادی را به میهن عزیزمان تقدیم کردند.دو تا از شهیدان:شهید محمد بوربور و شهید عزیزالله حسینی....نکته ی جالب این است که طایفه ی عرب شهیدی نداشتند.....پس از انقلاب به منظور برابر کردن سطح شهر گود را هم سطح دیگر نقاط شهر کردند و حسینیه ی گود عرب هارا هم خراب نمودند و قول دادند بودجه ی حسینیه را تحویل طایفه ی عرب بدهند تا حسینیه ی جدیدی در همسایگی گود بنا کنند.گود هم به پارک بهاران تبدیل شد...امروزه پیکانیها و لر ها حسینیه ی مستقل دارند اما عرب ها خیر و در ماه محرم هم در منزل قدیمی سید عبدالخالق قاسمی هیئت برگزار می کنند......امروزه گود عرب ها را اسم نمی برند در حالی که این منطقه به اندازه ی درخونگاه و گود زنبورک خانه و... اهمیت دارد.....بودجه را شهرداری نداد که نداد و حسینیه هم برای همیشه از یادها رفت.....من امیدوارم برای محله ی گود عرب ها هم ویکی پدیا بسازند.....

فارسی

الفبای فارسی(منبع:ویکی پدیا)

خط فارسی یا الفبای فارسی، خط یا دبیره‌ای است که از آن برای نوشتن زبان فارسی استفاده می‌شود. این خط فارسی‌شدهٔ خط عربی است. از خط فارسی پس از ورود اسلام به ایران برای نگاشتن زبان فارسی استفاده شد، گرچه از تاریخ دقیق آغاز استفاده از این خط اطلاعی در دست نیست. قدیمی‌ترین نوشته‌هایی که به زبان فارسی نو یا گویش‌های بسیار نزدیک به آن وجود دارند به خطی غیر از خط فارسی نیز نگاشته شده‌اند.

خط فارسی در کشورهای ایران و افغانستان و پاکستان خط رسمی است و در پی تغییر خط در تاجیکستان از سال ۱۳۰۷ (۱۹۲۸ میلادی) به لاتین و بعد سیریلیک، خط فارسی در این کشور کنار گذاشته شد. امروزه در تاجیکستان خط فارسی را خط نیاکان (به فارسی تاجیکی: xатти ниёгон) می‌نامند و کوششهایی برای بازگشت به این خط در این کشور وجود دارد. باید توجه داشت که در کشورهای عربی فقط به خط تعلیق ونستعلیق خط فارسی یا الخط الفارسی می گویند آنها خطوط نوشتاری زبان عربی را به انواع مختلقی تقسیم کرده‌اند که یکی از انواع آن را خط فارسی می‌نامند. بنا بر این باید بین الفبای نگارشی فارسی که با انواع مختلف قلم و خوش نویسی‌ها نوشته می شودو یکی از آنهاقلم و یا شیوه خوش نویسی نست یا تعلیق است و خط فارسی شهرت دارد تفاوت قایل شد.

الفبا و خط فارسی

 

اساس الفبای فارسی با الفبای خط عربی یکی است، اما الفبای فارسی دارای ویژگی‌هایی است که آن را از خطوط عربی متمایز می‌سازد. چهار حرف «چ. پ، گ. ژ» مختص الفبای فارسی هستند چرا که واج‌های مشابه آنها در عربی استاندارد وجود ندارد. علاوه بر این شکل بعضی از نویسه‌های خط فارسی با نویسهٔ عربی آنها تفاوت می‌کند. مثلاً «ک» فارسی در حالت پایانی یا تنها با سرکش نوشته می‌شود در حالی که «ک» عربی در این دو حالت بدون سرکش است و یا حرف «ی» در عربی با دو نقطه در زیر آن «ی» همراه‌است. تفاوت‌های جزئی دیگری هم وجود دارد.

در الفبای فارسی و عربی بعضی مصوت‌ها معمولاً نوشته نمی‌شوند که این مسأله ممکن است موجب بروز ابهاماتی در فهم کلمه یا جمله شود. برای اکثر این مصوت‌ها علائم اختیاری‌ای به این الفبا اضافه می‌شود که معروفترین آنها فتحه یا زبر (ـَ)، کسره یا زیر (ـِ) و ضمه یا پیش (ـُ) هستند.

تاریخچه خط فارسی

دبيره و خط آريايي که بر پایه گفته داريوش در کتیبة بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبيره‌اي بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونیهایی پدید آوردند و به یاری آن دبيره‌هاي پارتی اشكاني ، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبه‌ای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی(دين دبيره) و بسیاري دبيره‌ها و خط‌هاي دیگر را پدیدآوردند. دبيره فارسی كه امروزه با آن سرگرم نوشتن هستيم و از روي ناآگاهي آن را خط عربي ميخوانيم نيز، در راستاي همین روند فَرگَشت و تكامل دبيره در ایران. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبيره و الفبای زمان خود مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشته‌اند، می‌توانستند بهتر از هر کس دبيره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آيين‌مند ساخته باشند. خطي كه ما امروز به آن مينويسيم، دنباله خطهاي پهلوي و اوستايي و مانوي و ... است كه آنها نيز خود دنباله خط آريايي هستند كه در زمان هخامنشيان و پيش از آن، در زمان مادها و شايد حتي در زمان زرتشت مورد استفاده قرار ميگرفت.

میزان وام‌گیری الفبای فارسی امروز ما از دبیره‌های باستانی ایرانی چنین است:

  • پنجاه درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره مانوي است. مانند حروف پ، خ، ف، د، هـ، و... .
  • سي درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره اوستايي است. مانند حروف ب، ر، ز، غ، و ... .
  • هشت درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره پهلويست مانند حرف ل.
  • همچنن دوازده درصد از حروف الفباي فارسي بدون ارتباط با سه الفباي مانوي،اوستايي و پهلوي هستند و پس از اسلام به دست دبيره نويسان ايراني دربار خلفاي عباسي ساخته شده اند مانند حروف ط، ظ، ي، و... .

ایرانیان در سده‌های نخستین اسلامی به خط‌های مانوی و پهلوی می‌نوشتند. در همین حال ایرانیان مسلمان نظیر یزید فارسی تلاش کردند شیوه نوشتن قرآن را که به خط نبطی بود و در آن ابهامات زیادی بود بهبود بخشند. در خط سریانی یا کوفی حروف بدون نقطه نوشته می‌شدند و مصوت‌های کوتاه و برخی مصوت‌های بلند مانند «ا» نوشته نمی‌شد. از آن رو که قرآن به زبان عربی بود، عرب‌ها در خواندن آن مشکلی نداشتند، ولی ایرانیان نمی‌توانستند آن را بخوانند؛ ازاین‌رو ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی و خط اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند.

خطی که امروز زبان فارسی با آن نوشته می‌شود یا در هند و پاکستان متداول و مرسوم است و در سابق در کشور عثمانی نیز رواج داشته‌است، را نبایدخط عربی دانست؛ بلکه این خط که ابتدا از «انبار» به نجد عربستان رفته متحول گشته خط و الفبای مانوی است. با اندکی دخل و تصرف و نیم نگاهی به خطوط اوستایی و کمی پهلوی.

ترتیبِ الفبای فارسی در آغاز به صورت ابجد بوده‌است و بسیاری از خطهای دیگر، از جمله خط لاتین هم که برآمده و برگرفته از خطوط کهن پهلوی است، هنوز بر همان ردیف «ابجد» و «هوز» استوارند. تغییر شکل الفبای فارسی به صورت کنونی، پس از آن روی داد که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا، کوشیدند حروف همسان از نظر صورت و ردیف صوتی را در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را الفبای «پیرآموز» گذاشتند.[نیازمند منبع]از پیشروان این کار ابن مقله ابن موگلای شیرازی بود

پس از آنکه عرب‌ها ایران را تسخیر کردند، چون بیشتر عرب‌ها خواندن و نوشتن نمی‌دانستند، ایرانیان را برای کارهای دیوانی استخدام کردند. ایرانیان دیوان سالار نیز که پی به مشکلات خط عربی برده بودند تلاش کردند شیوه نوشتار را بهبود بخشند. ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی، خط نوشتاری را تکامل بخشیدند. در واقع خط عربی و فارسی کنونی، خطی است در راستای ادامه تکامل و فرگشت الفبا در سرزمین ایران که از روی الفباهای مانوی و اوستایی و پهلوی ساخته شد.

اعراب خط نداشته‌اند و خطی که از «‍حمیر» و «انبار» (استان انبار) به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته‌است، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته می‌شده‌است. و چون آثار مخطوط در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته می‌شد، خطی که بـا آن، زبان عربی ثبت می‌گردید، به نام خط عربی مشهور گردید.

زبان فارسی نو به خط‌های دیگر

فارسی به خط عبری

کهن‌ترین نوشتهٔ به‌دست‌امده از زبان فارسی نو به خط عبری کتابت شده‌است. نمونه‌های بسیار کهن دیگری هم از نوشته‌های متعلق به یهودیان فارسی زبان به دست آمده‌است که دارای مختصات گویشی خاص خود است. برای نمونه چند خط سندی که احتمالاً متعلق به قرن پنجم هجری‌است ذکر می‌شود. ابتدا صورت مکتوب آن با تغییر الفبا از عبری به فارسی و سپس صورت استاندارد فارسی امروزی آن ذکر می‌شود:

اگرت پُرسد کو از چی بی‌شناسی کو نبی‌ای بود
عالم را ونبی پَ چی کار ابایست تو
پسوه دِه کو نبی بود عالم را چی عالم
را از نبی نی بزیرد...

به فارسی کلاسیک:

اگرت پرسد که از چه بشناسی که نبی‌ای بُوَد
عالم را و نبی به چه کار بایست [= برای چه کاری لازم است] تو
پاسخ ده که نبی بُوَد عالم را [= نبی برای عالم بود] چه [= به این دلیل که]
عالم را از نبی نه گزیرست. [عالم را از نبی گزیری نیست]
و دیگر موارد

خوشنویسی

تختگاه سنگ سیاه عزاداری شاه جهان برای ارجمند بانوبیگم (تاج الدوله)
اشعار فارسی
اشعار فارسی
نوشتار اصلی: خوشنویسی ایرانی


نمونه‌ای تایپی از خط نسخ و خط نستعلیق
از اشعار میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند.
نمونه‌ای از خط تعلیق بخط خواجه اختیار منشی (م ۹۷۴ ه. ق)

خط فارسی به شیوه‌های گوناگونی نگاشته می‌شود که برخی با سایر کشورهای اسلامی مشترک و برخی برخاسته از ذوق هنری خود ایرانیان است که از مشهورترین آنها می‌توان به خط تعلیق، خط نستعلیق و خط شکسته‌نستعلیق و خط سبحان اشاره کرد. خط نستعلیق افزون بر ایران در سایر کشورها هم طرفدارانی دارد و به‌دلیل ظرافت و زیبایی به «عروس خطوط اسلامی» شهرت پیدا کرده‌است. خط سبحان نیز با توجه به قواعد خود خطی خوانا و روان است که هنرمند تبریزی سبحان مهرداد محمدپور پدیدآورنده آن می‌باشد.

  • کشورهای عربی خط‌های زیر را عربی می دانند اما بعضی از این خطوط در حوزه ایرانی و هندی رایج شده است.
  1. جازة (توقیع، ریاسی)
  2. اصفهانی
  3. أندلسی
  4. بصری
  5. بهاری · بیضاوی · بیهقی · تاج (تاجی) · ترکستانی · تونسی · ثلث · ثلث جلی · جزائری · جلیل · حجازی · دیوانی (سلطانی) · دیوانی جلی · رقاع · رقعة · ریحان (ریحانی) · سنبلی · سودانی (تمبکتی) · شامی (سوری) ·
  6. شکستة (شکستة تعلیق) ·
  7. شکستة نستعلیق · طغراء (طغری) · طومار · طباعة عربی · غبار ·
  8. فارسی (تعلیق) · فاسی · قیروانی · کوفی · محقق · مدنی · مشق · مصحفی (مصاحف) · مصری · مغربی · مکی · مهدیة · نیریزی ·
  9. نستعلیق · نستعلیق هندی · نسخ (نسخی)
نوشته‌ای به نستعلیق

در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مقله شیرازی خطوطی را بوجود آورد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند که عبارتند از: محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. که وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می‌باشد. همچنین او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که به اصول دوازده‌گانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن.

خلیج فارس(شاخاب پارس)

نام بین المللی:
خلیج فارس Persian Gulf

نام تاریخی دریای پارس - پرسیکون کاای تاس- سینوس پرسیکوس
موقعیت جغرافیایی جنوب غربی آسیا، منطقه خاورمیانه
مساحت ۲۵۱٬۰۰۰ کیلومتر مربع
منطقه اقیانوس هند
سرچشمه نخستین دریای عمان
ژرفای بیشینه ۹۰ متر
ژرفای میانگین ۵۰ متر
درازای بیشینه ۹۸۹ کیلومتر
کشورهای ساحلی پرچم ایران ایران
پرچم عمان عمان
پرچم قطر قطر
پرچم عربستان سعودی عربستان
پرچم کویت کویت
پرچم بحرین بحرین
پرچم امارات متحده عربی امارات متحده عربی
پرچم عراق عراق
منابع مهم منابع سرشار نفت و گاز
نقشه ۱۶۸۹
نام خلیج فارس است به زبان لاتین قدیمی: Sinus Persicus امروزه:Sinus Persici در نقشه آورده شده‌است.

خلیج فارس (یا شاخاب پارس) آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد. مساحت آن ۲۳۷٬۴۷۳ کیلومتر مربع است،[۱] و پس از خلیج مکزیک و خلیج هادسون سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می‌شود. کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند. در این میان سواحل شمالی خلیج‌فارس تماماً در جغرافیای سیاسی ایران قرار دارند.

به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید.

نام تاریخی این خلیج، در زبان‌های گوناگون، ترجمه عبارت «خلیج فارس» یا «دریای پارس» بوده‌است. همچنین در تمام سازمان‌های بین‌المللی نام رسمی این خلیج، «خلیج فارس» است اما برخی از کشورهای عربی آن را خلیج عربی یا به سادگی، خلیج می‌نامند. سازمان آب‌نگاری بین‌المللی از نام «خلیج ایران» برای این خلیج استفاده می‌کند.

 

تاریخچه پیدایش خلیج فارس

زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصدهزار سال پیش، صورت نخستین خلیج فارس در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت. خلیج فارس در آغاز، بسیار پهناور بوده به طوری که تا اواخر دوره سوم زمین شناسی بیشتر جلگه‌های برازجان، بهبهان و خوزستان ایران تا کوه‌های زاگرس در زیر آب بوده‌اند.

ویژگی‌های جغرافیایی خلیج فارس

جغرافیای مکانی خلیج فارس

خلیج فارس در ۲۴ تا ۳۰ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ تا ۵۶ درجه و ۲۵ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است. از بین کشورهای همسایه خلیج فارس، کشور ایران بیشترین مرز آبی مشترک را با خلیج فارس دارا می‌باشد. طول مرز آبی کشور ایران با خلیج فارس، با احتساب جزایر در حدود ۱۸۰۰ کیلومتر و بدون احتساب جزایر در حدود ۱۴۰۰ کیلومتر می‌باشد. طول خلیج فارس از تنگه هرمز تا آخرین نقطه پیشروی آن در جهت غرب در حدود ۸۰۵ کیلومتر است. عریض ترین بخش خلیج فارس ۱۸۰ مایل (۲۹۰ km) می‌باشد. عمیق ترین نقطه خلیج فارس با عمق ۹۳ متر در ۱۵ کیلومتری تنب بزرگ و کم عمق ترین نقطه آن با عمقی بین ۱۰ تا ۳۰ متر در سمت غرب می‌باشد. همچنین جزایر متعددی در خلیج فارس وجود دارند.

محدوده رسمی و بین المللی مرزهای آبی خلیج فارس بر اساس اعلام سازمان آبنگاری بین المللی:[۸] محدوده شمال شرقی دریای عمان". خط Ràs Limah (25°57'N) شبه جزیره عربی and Ràs al Kuh (25°48'N) ساحل ایران

زمین شناسی منطقه خلیج فارس

از دیدگاه زمین شناسی، خلیج فارس فرونشست زمین ساختی کم ژرفایی است که دوره ترشیری پیش در حاشیه جنوبی رشته کوه زاگرس تشکیل شده‌است. در واقع این دریا بازمانده گودال بزرگی است که از دوران گذشته زمین شناختی تحت تاثیر فشار ناشی از آتش فشان‌های فلات ایران بوده و پایداری فلات عربستان در مقابل این واکنش‌های تکتونیکی سبب ایجاد و توسعه پهنا-ژرفای آن شده‌است. شدیدترین چین خوردگی‌های دوران پلیو پلیستوسن، کرانه‌های شمالی خلیج فارس (زاگرس) را چین داده‌است. میزان این چین خوردگی‌ها که در خشکی‌های کشور ایران شدید است با شیب‌های کمتر به طرف دریا ادامه پیدا می‌کند به طوری که در دریا این شیب به ۱۰ تا ۲۰ درجه می‌رسد. محور اصلی خلیج فارس نیز یکی از پیامدهای زمین ساختی پدیده چین خوردگی زاگرس است که در دوران پلیو پلیستوسن شکل گرفته‌است. در پایان دوره پلیوسن، سطح دریا احتمالا ۱۵۰ متر بالاتر از سطح کنونی بوده‌است. این سطح در حدود ۱۰۰، ۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح و به تدریج به سطح کنونی رسیده‌است که آثار آن به صورت پادگانه‌های دریایی و سخا، در کرانه‌های جنوبی خلیج فارس بر جای مانده‌است.

زمین ریخت شناسی خلیج فارس

ژرفاسنجی خلیج فارس

از نظر ریخت شناسی، خلیج فارس نامتقارن بوده و شیب سواحل جنوبی آن ملایم تر از شیب سواحل شمالی است. کرانه جنوبی خلیج فارس، به ویژه در شرق شبه جزیره قطر، منطقه وسیع و کم عمقی است (۱۰ تا ۲۰ متر) که بطور عمده با ریخت شناسی بست، محیط تبخیری و منطقه جزر و مدی مشخص است. خلیج فارس از رسوبات سخت و بلند با اشکال خطی ساخته شده و با واسطه یک دشت ساحلی باریک با دریا در ارتباط است. جزایر ایرانی خلیج فارس بصورت پشته‌های کشیده و موازی ساحل که در واقع دنباله رشته کوه زاگرس هستند که بر اثر بالا آمدن آب بشکل جزیره درآمده‌اند مانند قشم و کیش و یا اینکه کم و بیش دایره‌ای شکل هستند مانند هرمز و ابوموسی که گنبدهای نمکی سری هرمز هستند. سطح جزایر خلیج فارس از رسوبات تخریبی و مارن تشکیل شده‌است که کم و بیش صدف دارند. خاک این جزایر عمدتا شور یا حاوی گچ است که در نتیجه رشد گیاهان را به گونه‌های خاص محدود می‌کند. شکل ساحلی خلیج فارس در مجاورت ایران از نوع طولی است که موازی با محور ارتفاعات مجاور است که گاهی تراکم آبرفت‌ها فاصله زیادی بین خط ساحل و ارتفاعات زاگرس ایجاد کرده مانند جلگه بوشهر، و گاهی دامنه تاقدیس‌ها در خط ساحلی قرار گرفته‌اند مانند غرب خور موج.

آب و هوای خلیج فارس خشک و نیمه استوایی است. در تابستان دما گاهی تا ۵۰ درجه سانتی گراد می‌رسد و میزان تبخیر بیشتر از میزان آب‌های وارده می‌شود. در زمستان دما تا ۳ درجه سانتی گراد هم گزارش شده‌است. در عین شوری زیاد آب خلیج فارس، ۲۰۰ چشمه آب شیرین در کف و ۲۵ چشمه آب کاملا شیرین در سواحل آن جریان دارند که منشا همگی آن‌ها از کوه‌های زاگرس در ایران است. آب‌های شیرینی که وارد خلیج فارس می‌شوند عمدتا محدود به روان آب‌های کوه‌های زاگرس در ایران و کوه‌های ترکیه و عراق است. رودخانه‌های اروند، کارون، جراحی، مند، دالکی و میناب بزرگترین و پرآب ترین رودخانه‌هایی هستند که به خلیج فارس می‌ریزند که بیشتر سرچشمه‌های آن‌ها در کوه‌های زاگرس قرار دارند. در کرانه جنوبی آب‌های ورودی به خلیج فارس بسیار کم است که موجب بالا بودن رسوبات کربناتی در این بخش شده‌است. به دلیل محصور بودن، اثر اقیانوس بر خلیج فارس بسیار ناچیز است و به همین علت سرعت جریان‌های زیرین و افقی آن بسیار کم و در حدود ۱۰ سانتی متر در ثانیه‌است. شوری بیشتر خلیج فارس نسبت به اقیانوس موجب پیدایش جریان آبی از اقیانوس هند به خلیج فارس می‌شود که به موازات ساحل ایران و در جهت پادساعتگرد است. جریان ذکر شده با کاهش دما و شوری همراه است به طوری که در تنگه هرمز مقدار نمک ۳۶٬۶ گرم در لیتر و در انتهای شمال غربی و در دهانه کارون در حدود ۴۰ گرم در لیتر است. میزان بارندگی در سواحل جنوبی کمتر از ۵ سانتی متر در سال و در سواحل شمالی بین ۲۰ تا ۵۰ سانتی متر در سال است.

جغرافیای تاریخی خلیج فارس

نام خلیج فارس

بدون هیچ تردیدی نام درست جغرافیایی آن در طول تاریخ خلیج فارس است. سر ریچارد دالتون.

خیابان خلیج فارس در قاهره

خلیج فارس و مترادف‌های آن در سایر زبان‌ها، اصیل‌ترین نام و نامی است بر جای مانده از کهن‌ترین منابع، که از سده‌های پیش از میلاد بطور مستمر در همه زبان‌ها و ادبیات جهانی استفاده شده‌است و با پارس، فارس، ایران و عجم ـ نام‌های ایران ـ و معادل‌های آن در سایر زبان‌ها گره خورده‌است.

تا پیش از دهه ۶۰ قرن بیستم میلادی، کشورهای عربی از عبارت خلیج فارس در مکاتبات رسمی خود استفاده می‌کردند.[۱۷] در سال‌های اخیر و به ویژه از دههٔ شصت میلادی به این سو، تحریف نام خلیج فارس در بعضی نشریات و بنیادخای خبرپراکنی همگانی بطور فزاینده‌ای دنبال شده است.

نام خلیج فارس در اسناد و نقشه های کهن

اطلس‌های خلیج فارس نام خلیج فارس در بسیاری از اسناد و اطلس‌های کهن جهان وجود دارد.

  1. اناکسیماندر (۶۱۰-۵۴۶ ق.م)، (به انگلیسی: Anaximander)، جغرافیدان یونانی در نقشه جهان خود از خلیج فارس نام برده‌است. این اثر در کتاب Kleinere schriften، اثر (Joachim Lelewel (1836 آورده شده‌است.
  2. هکاتئوس (۵۵۰-۴۷۶ ق.م)، (به انگلیسی: Hecataeus)، از سرشناس ترین جغرافیدانان یونانی آن زمان نقشه‌ای از جهان ترسیم کرده‌است که آب‌های اقیانوس پیرامون خشکی‌ها را گرفته‌اند و در این نقشه نام خلیج فارس دیده می‌شود.
  3. کلودیوس پتوله یا بطلمیوس (۹۰-۱۶۸ میلادی)، (به انگلیسی: Claudius Ptolemy)، منجم و جغرافیدان مشهور اسکندریه، نخستین کسی است که اطلسی شامل ۳۶ نقشه از نقاط مختلف جهان تهیه می‌کند که در آن آبهای جنوب ایران را سینوس پرسیکوس که به معنی خلیج فارس است، نامیده‌است..

تحریف نام خلیج فارس

 

روز ملی خلیج فارس

یکی از اقدامات دولت ایران برای پاسداری از میراث معنوی و فرهنگی خلیج فارس رسمیت دادن به روز ملی خلیج فارس در تقویم رسمی کشور بود. در این راستا در تیر ماه سال ۱۳۸۴ شورای عالی انقلاب فرهنگی ۱۰ اردیبهشت ماه که مصادف با اخراج پرتقالی‌ها از تنگه هرمز است را روز ملی خلیج فارس نام نهاد.

جزایر خلیج فارس

جزایر زیادی در خلیج فارس وجود دارند که برخی از آن‌ها از اهمیت کم و برخی از اهمیت بالایی برخوردارند. اکثر جزایر مهم خلیج فارس متعلق به ایران است. جزایر مهم خلیج فارس عبارت‌اند از: قشم، بحرین، کیش، جزیره خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک و جزیره لاوان.

جزایر ایرانی خلیج فارس

کشتی یونانی در آب‌های ساحلی جزیره کیش در خلیج فارس

از میان جزایر خلیج فارس بیش از ۳۰ جزیره مسکونی و غیر مسکونی آن متعلق به کشور ایران است. برخی از این جزایر به علت کشند آب (جذر و مد) در زیر آب قرار می‌گیرند و غیر مسکونی هستند. جزایر غیر مسکونی خلیج فارس به عنوان زیستگاه مرجان‌های دریایی، محل تخمگذاری پرستوهای دریایی و لاک پشت‌ها و همچنین زیستگاه انواع پرندگان مهاجر از اهمیت ویژه جهانی برخوردار است. بزرگترین جزیره این خلیج قشم نام دارد.

جزیره کیش - جزیره قشم - جزیره تنب بزرگ - جزیره تنب کوچک - جزیره ابوموسی - جزیره لاوان - جزیره شتور - جزیره هندرابی - جزیره فرور بزرگ - جزیره فرور کوچک - جزیره سیری - جزیره لارک - جزیره ناز - جزیره هرمز - جزیره هنگام

جزیره خارک - جزیره خارکو - جزیره عباسک - جزیره میر مهنا - جزیره فارسی - جزیره نخیلو - جزیره تهمادو - جزیره گرم - جزیره‌ام الکرم - جزیره شیخ الکرامه - جزیره شیف - جزیره متاف - جزیره مرغی - جزیره چراغی - جزیره ام‌سیله - جزیره سه‌دندون - جزیره مولیات

جزیره مینو - جزیره خور موسی - جزیره بونه - جزیره دارا - جزیره قبر ناخدا

اهمیت خلیج فارس

ساحل خلیج فارس در بندر سیراف در استان بوشهر ایران

خلیج فارس در واقع محور ارتباط بین اروپا، آفریقا، آسیای جنوبی و جنوب شرقی است. از نظر راهبردی در منطقه خاور میانه، به عنوان بزرگ ترین و مهم ترین مرکز ارتباطی بین این سه قاره‌است و بخشی از یک سیستم ارتباطی شامل اقیانوس اطلس، دریای مدیترانه، دریای سرخ و اقیانوس هند می‌باشد. به همین دلیل از دیرباز مورد توجه قدرت‌های جهانی و هم چنین بازرگانان و تجار دنیا بوده‌است. هم چنین این منطقه منبع مهم انرژی جهان می‌باشد. در مجموع خلیج فارس از نظر جغرافیای سیاسی، استراتژیک، انرژی و تاریخ و تمدن یک پهنه آبی مهم و حساس در دنیا محسوب می‌شود.

اهمیت اقتصادی خلیج فارس

افق خلیج فارس در منطقه پارس جنوبی

بزرگترین عامل اهمیت خلیج فارس وجود معادن سرشار نفت و گاز در کف بستر و سواحل آن است به طوری که این منطقه را «مخزن نفت جهان» نام نهاده‌اند. خلیج فارس مسیر انتقال نفت کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان و امارات متحده عربی است، و به همین سبب، منطقه‌ای مهم و راهبردی به شمار می‌آید. در حدود ۳۰ درصد نفت جهان از منطقه خلیج فارس تامین می‌شود که این مقدار گاهی افزایش و گاهی کاهش می‌یابد. نفت تولید شده در حوزه خلیج فارس باید از طریق این پهنه آبی و از راه تنگه هرمز به سایر نقاط جهان حمل شود. خلیج فارس از نظر ذخایر نفتی در مقایسه با سایر نقاط جهان دارای مزایای زیادی مانند سهولت استخراج، هزینه پایین تولید، مازاد ظرفیت تولید، کیفیت بالای نفت خام منطقه، سهولت حمل و نقل، توان بالای تولید چاه‌ها و امکان کشف ذخایر جدید نفتی وسیع در منطقه می‌باشد. طبق آخرین برآوردهای انجام شده حوزه خلیج فارس در حدود ۷۳۰ میلیارد بشکه ذخیره نفت اثبات شده و بیش از ۷۰ تریلیون مترمکعب گاز طبیعی را در خود جای داده‌است.همچنین بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌توان بندرعباس، بوشهر، بندرلنگه، کیش، خرمشهر و بندر ماهشهر در ایران، و شارجه، دوبی و ابوظبی را در امارات متحده عربی و بندر بصره و فاو در عراق را نام برد.

اهمیت نظامی-راهبردی خلیج فارس

از منظر نظامی، وجود پایگاه‌های نظامی متعدد اعم از دریایی، هوایی و زمینی در منطقه خلیج فارس که عمدتا متعلق به کشورهای آمریکا و انگلستان هستند و هم چنین حضور ناوهای جنگی کشورهای غربی بخصوص آمریکا در آب‌های خلیج فارس، اهمیت نظامی و راهبردی خلیج فارس را نمایان می‌سازد. جنگ نفت‌کش‌ها که در جریان جنگ ایران و عراق رخ داد یکی از عوامل حضور نظامی کشورهای غربی به ویژه آمریکا در خلیج فارس شد. اهمیت نظامی-راهبردی خلیج فارس به طور ویژه در جریان جنگ ایران و عراق، جنگ خلیج فارس و جنگ عراق آشکار شد.

پیشینه دریانوردی در خلیج فارس

پیشینه دریانوردی در خلیج فارس به گذشته‌های بسیار دور، دست کم دو هزار سال پیش از میلاد، باز می‌گردد. مردمان تمدن‌هایی مانند سومر، آکاد، ایلام مسیر خود بین میان‌رودان و موهنجودارو در دره سند را از طریق این پهنه آبی می‌پیمودند. بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که فنیقی‌ها، نخست در جزیره‌ها و سرزمین‌های پیرامون خلیج فارس زندگی و دریانوردی می‌کردند. در دوره هخامنشیان، داریوش اول از دریانوردان برجسته ایرانی، فینیقی و ساتراپ‌های یونانی نشین امپراتوری پارس خواست تا برای کشف یرزمین‌های جدید به دریانوردی بپردازند که در نتیجه شناخت ایرانیان نسبت به خلیج فارس بیشتر شد. در یکی از کهن ترین اسناد پیرامون دریانوردی در خلیج فارس که به سده چهارم پیش از میلاد مربوط می‌شود، دریانوردی به نام نیارخوس (نئارخوس) در یازدهمین سال فرمان روایی اسکندر مقدونی و به دستور او سفر دریایی خود را آغاز کرد و در این سفر از دهانه رود سند به دهانه تنگه هرمز رفته و پس از عبور از خلیج فارس در ساحل رود کارون لنگر انداخت. او که در این سفر چند دریانورد ایرانی ازجمله بگیوس پسر فرناکه، هیدارس بلوچ و مازان قشمی نیز او را همراهی می‌کردند، سفرنامه‌ای از سفر ۱۴۶ روزه خود نوشت که چکیده‌ای از آن باقی مانده‌است. او در سفرنامه خود به فانوس‌های دریایی بزرگ و شگفت انگیز در خلیج فارس اشاره می‌کند.

دریا زنی در خلیج فارس و ساحل دزدان

در قرن۱۸تا۱۹ به منطقه سواحل امروزی امارات متحده عربی و شمال عمان ساحل دزدان یا ساحل قراصنه یا ساحل پایریت در خلیج فارس گفته می‌شد. پس از پیروزی ارتش هند/بریتانیا بر دزدان و امضای قرارداد صلح نام این منطقه به ساحل متصالحه تغییر یافت. [۳۵] پادشاهان و یا حکمرانان هرمز در دوران عظمت و اقتدار خویش حوزهٔ مسقط و منطقه‌ای در دریای عمان و حتی قسمتی از کرانه‌های جنوبی خلیج فارس را که بعداً ساحل دزدان دریایی (Pirate coast) نام گرفته‌است همیشه تحت کنترل قرار می‌دادند و به هر ترتیبی که بود در این مناطق محروسه و کرانه‌های جنوبی ایران مانع عملیات دریازنان گردیده و عنداللزوم آنها را سرکوب می‌کردند و لزا می‌توان گفت که در قرن پانزدهم کم و بیش فعالیت دریازنان بر اثر وجود حکمرانان هرمز عقیم باقی می‌ماند. بعد از سپری شدن دورهٔ جلال و قدرت هرمز بدواً پرتغالی‌ها و سپس خاندان صفویه نمی‌گذاشتند دریازنی در خلیج فارس نضج بگیرد بعد از صفویه نیز هلندی‌ها و سپس انگلیسی‌ها کم و بیش کوشش‌های موثری در این زمینه به عمل آورده‌اند.

منابع غذایی خلیج فارس

بیش از ۱۵۰ نوع ماهی متفاوت در خلیج فارس یافت می‌شود. بیشتر آبزیان خلیج فارس بجز چند مورد که وارد آبهای کارون، بهمن شیر و اروند می‌شوند مابقی در آب‌های شور زندگی کرده و در همان جا تخم ریزی و تولید مثل می‌کنند. از مهمترین انواع ماهی‌های تجاری خلیج فارس می‌توان به زبیده، حلوا سفید، قباد، شیر ماهی، شانک، سنگسر، پیش ماهی، هامور، سیکین، کارفه، طوطی، حلوا سیاه، شوریده، خبور، کفشک، سرخو، خابور و سبور اشاره کرد. از دیگر محصولات غذایی باارزش خلیج فارس می‌توان به میگو اشاره کرد. انواع صدف‌های خوراکی نیز در برخی سواحل مانند ساحل بندرعباس و ساحل گشه(ساحل صدف) در بندر لنگه و همچنین در اطراف بعضی جزایر مانند هرمز، قشم و لارک یافت می‌شوند که بازار عمده آن کشورهای اروپایی است.

محیط زیست خلیج فارس

پستاندار دریایی به نام داگونگ به همراه فرزندش در ساحل کم عمق خلیج فارس

خلیج فارس یکی از بزرگ ترین پناهگاه‌های موجودات دریایی مانند مرجان‌ها، ماهی‌های تزئینی کوچک، ماهی‌های خوراکی و غیر خوراکی، صدف‌ها، حلزون‌ها، نرم تنان، شقایق‌های دریایی، اسفنج‌های دریایی، عروس‌های دریایی، لاک پشت‌ها، دلفین‌ها، کوسه ماهی‌ها و بسیاری از موجودات دریایی دیگر می‌باشد. متخصصان محیط زیست به دلیل نبود کارشناس و متخصص ویژه، هزینه‌های پژوهشی بالا و فقدان دانش کافی، گونه‌های مختلف جانوری پستاندار در خلیج فارس را در معرض خطر و آسیب می‌بینند. خشکسالی و عدم ورود مواد مغذی به آب، موجب کوچک ماندن و عدم رشد کافی برخی از آبزیان خلیج فارس شده‌است.

لاک پشت‌های خلیج فارس

۵ گونه از ۸ گونه لاک پشت‌های موجود در جهان در آب‌های خلیج فارس و دریای عمان زندگی می‌کنند که ۲ گونه لاک پشت عقابی و لاک پشت سبز در سواحل و جزایر ایران تخم گذاری می‌کنند. این دو لاک پشت در سواحل جزایری چون هرمز، لارک، قشم، فارور و بنی فارور و مکان‌های کم عمق ساحلی سکونت دارند و عمده مکان‌های تخم ریزی آن‌ها در جزایر هرمز، هنگام، فرور، شیدور، لاوان، کیش، نخیلو و ام الگرم گزارش شده‌است. وارد شدن نفت به آب‌های خلیج فارس می‌تواند باعث ایجاد مسمویت در این لاک پشت‌ها شود. همچنین فعالیت‌های صیادی، وجود زباله، فاضلاب‌ها، تردد شناورها، انفجارات جهت اکتشاف معادن و آلودگی حرارتی تهدیداتی برای زندگی آن‌ها محسوب می‌شوند.

دلفین‌ها و نهنگ‌های خلیج فارس

دلفین‌ها و نهنگ‌ها از جمله پستان داران آبی هستند که در خلیج فارس و دریای عمان زندگی می‌کنند. دلفین‌هایی با نام پورپویز و همچنین دلفین‌های بینی بطری در جنوب جزیره قشم و در جوار جزیره‌های هنگام، سالارک و هرمز زندگی می‌کنند که در معرض مخاطرات گوناگون هستند. نبود تحقیقات کافی و نبود متخصص زبده باعث کاهش تعداد دلفین‌های گوژپشت و نهنگ‌های خاکستری شده‌است. برخورد دلفین‌ها و نهنگ‌ها با شناورها و پروانه موتور قایق‌ها و همین طور آلودگی برخی از نقاط آب‌های خلیج فارس به آلاینده‌های نفتی و شیمیایی زندگی این پستانداران را تهدید می‌کند. طبق برخی گزارش‌ها نهنگ خلیج فارس در معرض خطر انقراض قرار دارد.[

جنگلهای حرا

تنها جنگلی است که روی آب شور دریا به دلیل مهکشند (جذر و مد) شبها زیر آب هستند و روزها سر از آب بیرون میاورند که دارای انواع خاصی درخت است که ریشه آنان آب شور را، شیرین کرده و به درخت می‌دهد.

کوسه‌های خلیج فارس

۷ گونه از کوسه‌ها در آب‌های خلیج فارس زندگی می‌کنند که از میان آن‌ها می‌توان به کوسه ماهی درنده، کوسه گربه ماهی، نهنگ کوسه یا کوسه کر، کوسه سرچکشی، کوسه ماهی شکاری و کوسه ماهی گورخری اشاره کرد. به دلیل گرانی قیمت کوسه در مقایسه با دیگر ماهیان خلیج فارس، صید بی رویه این آبزی در سال‌های اخیر افزایش چشم گیری یافته‌است و نسل آن‌ها را در معرض انقراض قرار داده‌است. از آن جایی که اغلب گونه‌های کوسه ساکن خلیج فارس زنده زا هستند، نمی‌توان برنامه‌های مناسبی برای احیای نسل ان‌ها به روش پرورشی انجام داد. هم چنین این کوسه‌ها در زمان زاد و ولد به سوی اب‌های با عمق کمتر (که کمینه دما را برای بچه‌های انان فراهم می‌کند) می‌آیند، افزایش تخریب مناطق ساحلی خطری دیگر برای تداوم نسل آن‌ها به حساب می‌آید.

آلودگی محیط زیست خلیج فارس

در دهه‌های گذشته آلودگی زیست محیطی یکی از چالش‌های مهم در این پهنه آبی بوده‌است. از آن جایی که ۶۰ درصد از ذخایر نفت جهان در خلیج فارس است، احداث سکوهای نفتی و مجتمع‌ها و پالایشگاه‌ها در اطراف خلیج فارس و ورود نفت، مواد شیمیایی و پساب‌ها به داخل آب از عوامل مهم این آلودگی می‌باشند. یکی از مهمترین آلودگی‌های خلیج فارس در زمان جنگ ایران و عراق رخ داد بطوری که در حدود ۵٬۸ میلیون بشکه نفت در آب رها شد و همچنین آتش سوزی چاه‌های نفت که باعث ورود حجم عظیمی از نفت خام به دریا شد.همچنین عبور سالانه بیش از ۱۰،۰۰۰ شناور از خلیج فارس و دریای عمان که ۷۵ درصد آن‌ها به حمل و نقل نفت خام و محصولات نفتی مربوط است و در پی آن تخلیه مواد زائد مختلف مانند آب شستشوی موتور، فاضلاب، آب توازن کشتی و بسیاری موارد دیگر سبب بروز مداوم انواع آلودگی‌ها در منطقه می‌شود که اثرات قابل توجهی بر محیط زیست دارد. طبق مطالعات انجام شده سالانه در حدود ۱٬۵ میلیون تن نفت به خلیج فارس نشت می‌کند و به همین علت سازمان بین المللی دریانوردی(IMO) این منطقه را در سال ۲۰۰۷. م به عنوان منطقه ویژه دریایی اعلام کرد. طبق آمارها میزان آلودگی این منطقه بیشتر از حد متوسط بین المللی است.

آلودگی ناشی از گرد و غبار

یکی از عواملی که بر محیط زیست حاشیه خلیج فارس و تمامی شهرهای غربی ایران اثرات زیست محیطی منفی ناگواری برجای گداشته گرد و غبار عربی است هر سال در فصل خشک" توفانی از گرد و غبار" از سوی عراق - کویت و شمال عربستان بسوی سواحل شمال خلیج فارس و غرب ایران وزیدن می‌گیرد این گرد و غبار مخرب حتی گاهی اوقات تا تهران نیز می‌رسد و موجب تعطیلی زندگی و کسب و کار می‌شود. گرد و غبار باعث فرار پرندگان و حیواناتشده و بر توع زیستی سواحل خلیج فارس آسیب زده است.

 

 

 

 

 

 

ای که چشم دوخته ای به خلیج فارس....این لقمه با شکمبه ی تو سازگار نیست....چوندر آب زلالش بی شک ماهیست....پا برهنه عرب ، سوسمار نیست

عکس حماسی از شاهنامه....رستم دستان...پهلوان ایرانی....

 

 

 

رستم یلی بود در سیستان                                    من او را کردم رستم دستان

مخصوص بانوان....

سلام دو راه برای خانم مهندس شدن هست:
ادامه نوشته

تا حالا دقت کردید؟

سلام

تا حالا دقت کردید که وقتی یه چیزی رو به کسی میسپارید که بهتون یادآوری کنه اصلاً خودتون یادتون نمیره..

شهرستان ورامین(استان تهران)

ورامین شهری است در بخش مرکزی شهرستان ورامین در استان تهران ایران که جمعیت آن بر پایه آمار نفوس ومسکن سال ۸۵ برابر با ۲۰۸٬۹۹۶ نفر است.

وجه تسمیه

درباره واژه ی ورامین نظر های چندی مطرح است از جمله این که:

1.     در کتاب وندیداد کتاب مذهبی زردشت وارنای چهارگوش ذکر شده است (اشاره به قلعه ایرج، گبری) در مجاورت روستای عسگرآباد ورامین که در آن فریدون قاتل ضحاک متولد شده است مشابهت زیادی به عنوان «ورامین» دارد. یعنی همان شهری که به عنوان چهاردهمین کشور از ۱۶ کشور اهورا مزدا بوده است. اگر چه برخی این قلعه را متعلق به دوران ساسانی و اشکانی می دانند.

2.     برخی آن را تغییر یافته واژه «بهرام» می دانند، به این اعتبار از نام بهرام گور که او در باتلاق کویر ورامین فرو رفته است اخذ شده است و بهرام در پهلوی (ورهران) می باشد. و قبل از قرچک نیز منطقه ای است به نام (بهرام) که دارای نیزار پهناوری است و گفته اند که بهرام گور در این نیزار گم شده است و امروزه نیز ایستگاه راه آهن به نام بهرام در آنجا احداث گردیده، همچنین قصر بهرام (رباط شاه عباسی) که در کویر واقع است، مشابهت زیادی به این اقوال وجود دارد.

3.     در برهان قاطع در این باره آمده: ورام بر وزن سلام، چیزهایی که وزن و سهل را گویند ورامین شهری است مشهور از ملک ری.

4.     این واژه می تواند با واژه های «وین» و «رین» هم مرتبط باشد. که اولی، نام روستایی در شرق ورامین «ده‌وین» در مسیرپیشوا «وین» به معنی انگور سیاه است و دومی «رین» نیز، محوطه ای وسیع در شمال غرب عمروآباد ورامین بوه و تپه تاریخی و باستانی در آن تا بیست سال قبل (۶۹ شمسی) هم باقی بود و در جریان ساخت وسازها و توسعه شهر ورامین به کلی از بین رفته است و اثری از آن به چشم نمی خورد ولی حتی کسانی که در حال حاضر بیست و پنج ساله هستند آن تپه را به یاد دارند و به همین جهت اصحاب تاریخ و لغت بین واژگان مذکور و نام «ورامین» ارتباطی قائل هستند.

5.     چهاردهمین منطقه‌اي كه به دست آريايي ها ساخته شد «وَرنَ» می باشد.

6.     واژة Varamin در فرهنگ اوستایی به معنای پناهگاه، نگهدار و یاری است و این ادعا نیز می تواند با واژه ورامین منطبق باشد.

7.     یاقوت حموی و همتایان او نیز در آثار جغرافیای تاریخی خود از قریه ای به نام زامین که در جوار ورامین بوده ذکر نموده اند.

8.     چون «ور» به معنی گرما و همچنین تعلیم آمده است. دور نیست که نام «ورامین» نیز مأخوذ از همین واژة قدیمی باشد. شاید هم ورامین، تغییر یافته «وروین» باشد. زیرا «ور» به معنی قلعه، حرارت و گرمی آمده است و «وین» به معنی جنگل و تاکستان آمده است. وجود روستای «ده وین» می تواند دلیل خوبی بر این ادعا باشد به خصوص که این روستا درزمانی دارای تاکستا ن های فراوان بوده است. و در زمانی انگور ورامین بسیار شهرت داشته است. بنابراین ورامین می تواند همان «قلعه انگور»باشد.

مردم

زبان

مردم بومی شهر ورامین به زبان پارسی سخن می گویند و بارز ترین نکته در لهجه ی آن ها به کار گیری پسوند -ک برای فعل سوم شخص مفرد و گاهی برای اسم ها (فاعل و مفعول) به کار می رود که نمایان گر کوچک کردن نیست. در طول تاریخ گروه های قومیتی مختلفی از جمله لر، ترک زبان ، کرد و عرب نیز به این منطقه کوچیده اند.

دین

در منطقه ی ورامین تعداد زیادی قلعه که به آن ها گبری گفته می شود که نشان گر زرتشتی بودن مردم این منطقه در پیش از اسلام است. حمدالله مستوفی در سده ی هشتم یعنی پیش از صفویه در گذارش از ورامین کفته مردم منطقه شیعه دوازده امامی هستند. گروهی از مردم که بیشتر ساکن روستای خورین هستندعلی اللهی هستند.

تاریخچه

پیش از اسلام

در بارهٔ ورامین در پیش ازاسلام اطلاعات چندی در دست نیست اما به علت تعداد زیادی قلعه و کاخ در اطراف شهر احتمالاً آباد بوده است. اعتمادالسلطنه در کتاب مرآت البلدان و جرج کرزن در سفرنامه اش ورامین و قلعهٔ چهارگوش ایرج در نزدیکی آن را با وارنا که در اوستا آمده است برابر دانسته اند.

چهاردهمین کشور با نزهت که من اهورا مزدا آفریدم وارنای چهارگوش است, زادگاه فریدون، قاتل اژدی هاک.

—وندیداد, اوستا

همچنین چون ایرج نام فرزند فریدون بوده است احتمال این که قلعه ایرج همان وارنا باشد زیاداست.

پس از اسلام

در سال 22 هجری، عمر، یکی از مأموران خود به نام نعیم بن مقرن را به ری می فرستد; در حالیکه در آن زمان در ری سیاوخش خود را برای مبارزه با سپاه عرب آماده می کرد. در بین سپاهیان سیاوخش شخصی بنام رامی که با وی دشمنی داشته با مأمور عمر در روستای کوچک قوهه که در شمال غربی شهر ورامین وافع است ملاقات می کند و مأمور عمر هم سپاهی را در اختیار وی می گذارد و ورامین توسط مسلمانان فتح شد.

حملهٔ مغول و پس از آن

تا پیش از یورش مغولان به ایران, ورامین اهمیت چندانی نداشته وطبق نوشته های تاریخ نویسان بیش به عنوان کانون کشاورزی مطرح بوده و پس از نابودی ری و پس از مهاجرت مردم ری به این ورامین باعث رشد شهر شده است. لسترنج انگليسي در این باره مي‌نويسد:

براي اينكه ری بيش از آن ويران مركز تومان يعنی مقر تشكيلات اداری و مالی ايالت گرديد نشود غازان‌خان دستور داد عماراتی چند در آن ايجاد شود ولی باز هم ری آباد نشد زيرا اهالي آن به دو شهر ورامين و تهران كه نزديک ری بودند و مخصوصاً به ورامين كه هوايش از ری بهتر بود نقل مكان كرده بودند.

در سده ی هشتم ورامین اهمیت زیادی پیدا کرده وآثار تاریخی مهم این شهر نیز مربوط به همان دوره اند. حمدالله مستوفی قزوینی در کتاب نزهة القلوب درباره ورامین و پیشرفت های آن می نویسد:

ورامين در ماقبل ديهی بوده‌است و اكنون قصبه شده و دارالملک آن تومان گشته طولش از جزاير خالدات عزكه و عرض از خط استوا لهكط ، در آب و هوا خوشتر از ری است و در محصول پنبه و غله و ميوه‌ها و مانند آن ، اهل آنجا شيعه اثنی عشريند و تكبّر بر طبعشان غالب بود.

و همچنین در کتاب هفت اقلیم آمده است:

ورامين زمان پيشين حاكم‌نشين بوده و قلعه در غايت حصانت داشته الحال بعد از تهران محلی در ري از آن شگرف‌تر نيست ، و از ميوه‌جات انگورش بر تمام ری رجحان دارد و مضافات نيك چنانچه يكی از آن مواضع خاوه است كه حاصلش قريب سه‌هزار تومان است و بيشتر ارتفاعات يك من صد من مي‌شود.

 

دراواخر سده ی هشتم طبق نوشته های تاریخ نویسان و جهانگردان ورامین اهمیت خودرا از دست داده بود. کلاویخو می نویسد:

ورامین شهر بزرگی است كه قسمت اعظمش خالی از سكنه شده، این شهر بسیار پهناور است، برگرداگرد آن هیچ دیواری نیست. این شهر در محوطه‌ای واقع است، اینجا مقر آن بزرگ تاتار یعنی داماد تیمور بود. در قرن‌های پنجم و ششم هجری، ورامین آبادترین دوران حیات خود را می‌گذراند

 

مورخين مي‌نويسند زماني كه كريم خان‌زند در حال احتضار بود آغامحمدخان قاجار كه در خدمت وي به‌سر مي‌برده به بهانه شكار از شيراز به سرعت خارج شد و پس از گذشتن از اصفهان و قم به ورامين رسيد و در اينجا ايلات پراكنده قاجار را جمع‌آوری كرده و تحت فرماندهي خود به استراباد برد.[۴]

در دوران سلطنت ناصرالدین شاه ژان دیولافوا از ورامین دیدن کرده و شرحی راجع به آن نوشته است. در بخشی از آن می گوید.

پس از چهار ساعت راه‌پيمايي و پايمال كردن محصول مزارع و شنيدن ناملايمات از زارعين ، بام مخروطیشكل و گنبد مينائي مسجدي كه در ميان مزارع سر بر آورده بود از دور پديدار گرديد ، اينجا دهكده ورامين است كمي بعد به آنجا رسيده و در ميان باغها كه ديوارهای گلي داشتند داخل شده در اين باغها درختان ميوه از قبيل گيلاس و زردآلو و گوجه و هلو ، جنگل انبوهی تشكيل می‌دادند ، پسران كوچكی بر بالاي درختان توت كهنسال رفته و توت‌هاي سفيد و سياه را كه به درشتي تخم كبوتر بود با دست چيده و مي‌خوردند دهكده ورامين در دشت پر حاصلی واقع شده اما كاروانسرايی ندارد كه بتوان در آن منزل كرد. خوشبختانه نظر به توصيه دكتر تولوزان توانستيم در خانه كدخدا فرود آييم…

هانری رنه دالمانی جهانگرد فرانسوی كه در زمان محمدعلی شاه به ايران آمده بود در كتاب خود در خصوص ورامين مي‌نويسد:

كمی بعد وارد دشت ورامين شديم در هر قدم نهر آبي بود كه از كوهستان سرازير مي‌شد به مزارع سبز و خرمي برخورديم. زارعين در مزارع مشغول كار بودند ما به تماشای يك قرقی مشغول شديم كه در هوا پرواز ميكرد و ناگهان به زمين فرود آمد و مرغی را شكار كرد. دشت مانند تابلوی دورنمايی است كه گويی به دست نقاشان ژاپنی با نقش‌های ته طلائیمطلوبی در زمينه سياه ساخته شده‌است ، از دور دهكده‌ای ديده مي‌شود كه در دامنه كوه واقع است و از تابش اشعه خورشيد منظره خاصی دارد…

در زمان سلطنت رضاشاه ورامين مجدداً يكي از مراكز مهم كشاورزي ايران گرديد ، تأسيس كارخانه‌ها بر اهميت آن افزود.

قیام پانزده خرداد

در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ عده ای از مردم ورامین و پیشوا و عده ای کارگر و دروگر فصلی ،که به ترکی و لری سخن می گفتند، به سمت تهران حرکت کردند بر پایه گفته های شهدان عینی این حرکت ز روستای محمدآباد عرب ها آغاز شد و در ساعت پنج بعد از ظهر بر روی یک پل که ،هنوز هم باقی است، در نزدیکی روستای باقرآباد با تیر اندازی نیروهای دولتی به دستور شخصی به نام سرهنگ بهزادی خاتمه یافت. نام هفت نفر به عنوان کشته ثبت شده که دو تن از آن ها به نام هوشنگ (امیر) معصومشاهی و حسن خانی از اهلی شهر ورامین بودند و دو تن به نام های جعفر عرب مقصودی و سید مرتضی طباطبایی اهل همان روستای محمدآباد عرب ها بودند. سه تندیگر از اهلی پیشوا بودند. این کشته ها در گورستان عسگرآباد در شرق تهران دفن شده اند. پانزده تن هم دستگیر شده اند که شش تن از آنها ساکن ورامین و بقیه از اهالی پیشوا بوده اند. تعداد مجروح شدگان نا معلوم است.

آثار تاریخی مهم

مسجد جامع ورامین

این مسجد مربوط به دوره ایلخانی است و یکی از قدیمی ترین ساختمان های شهر ورامین است. ساختن مسجد در دوره سلطان محمد خدابنده آغاز و در دوره پسرش به پایان رسیده است. گچبری های این بنا از زیباترین نمونه های گچ بری ایرانی هستند.

برج علاءالدوله

برای اطلاعات بیشترمقاله ی برج آرامگاه علاءالدین را ببینید.

این برج متعلق به 'فخرالدین حسن علاءالدوله ودین بوده که در سدهٔ ۶۰۸ ه.ق ساخته شده‌است و در سال ۱۳۱۰ ه. ش به عنوان یک اثز تاریخی ثبت رسیده‌است. این برج از یک قسمت استوانه‌ای شکل ساخته شده و قسمت مخروط شکلی که بر روی قسمت استوانه‌ای است. ارتفاع قسمت استوانه‌ای ۲ متر و ارتفاع قسمت مخروطی ۵ متر می‌باشد که روی هم رفته ۱۷ متر می‌شود. حسن علاءالدوله و دین هم معلم بوده و هم یکی از حکام محلی.

این بنا یک آرامگاه کوچک متعلق به قرن ۷و ۸ ه.ق است که در جنوب خیابان سکینه بانو قرار دارد. ساختار همه ی بنا از خشت و گل است و ورودی آن تاق هلالی با گچبری است. در کنار بنا اتاقکی وجود دارد که قبر در آن قرار دارد.

بقعهٔ امام‌زاده يحيى در جنوب شرقى ورامين در محلهٔ کهنه گل قرار گرفته است. تاريخ بناى بقعه، سال ۷۰۷ هجرى قمرى است. مقبره داراى گنبد بزرگ آجرى است و در بدنه‌اش هشت دريچهٔ مشبک ساخته شده است. صحن بنا به شکل برج، داراى چهار کنج تاق‌نماست. در قسمت پايين ديوارهٔ صحن، گچ‌برىهايى وجود دارد و در پايين آن‌ها نيز کاشىهاى بزرگ و زيبايى با جلاى فلزى به کار رفته است.

بقعه کوکب الدین

در غرب شهر ورامین و در خیابان شهدا، بقعه کوکبالدین قرار دارد که ساختمان قدیمی این بقعه دارای کتیبه گچبری نفیسی بوده که کلمات «الدنیا والدین» و غیره بر روی آن حک شده بود و در سالهای گذشته تخریب و ساختمان جدیدی به روی این بقعه ساخته شده‌است. از نسبب و شجرهنامه صاحب بقعه اطلاع دقیقی در دست نیست ولی با توجه به سه سنگ قبری که در گذشته در داخل ساختمان بقعه موجود بوده و متعلق به دوره تسلط افغان‌ها بر ایران، زندیه و قاجاریه‌است.

فرش ورامین

برای اطلاعات بیشترمقاله ی قالی ورامین را ببینید.

فرش ورامین

قالی ورامین گونه‌ای قالی ایرانی و از صنایع دستی همین خطه است که امروز و در گذشته تولید می شده است.

صنعت

کارخانهٔ پالایش(تصفیه)قند

کار خانه قند ورامین

این کار خانه نخستین کار خانه قند در ایران و خاورمیانه است. ساختمان آن توسط نیکلای مارکف درسال ۱۳۱۳ ساخته شده است. در سال های اخیر تولید آن بسیار پایین آمده و حتی به تعطیلی نزدیک شده است. این بنا در میان آثار ملی به شماره ۶۱۴۶ به ثبت رسیده است.

روغنکشی

این کار خانه در سال ۱۳۱۷ احداث شد و نخستین تولید کننده روغن نباتی جامد در کشور است.

آموزش

دانشگاه آزاد اسلامی ورامین

دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین – پیشوا در هفتم مرداد سال ۱۳۶۴ افتتاح شد.در حال حاضر این واحد دارای ۵ دانشکده کشاورزی، مامایی و پرستاری ،ادبیات و علوم انسانی ، علوم پایه وعلوم زیستی است که در این ۵دانشکده بیش از ۸۶ رشته درسی در مقطع کاردانی ، کارشناسی و کارشناسی ارشد تدرسی می شود. این دانشگاه ظرفیت نزدیک به ۱۵۰۰۰ دانشجو را دارد.

در ادبیات

دو داستان سگ ولگرد و شب های ورامین (از مجموعه داستان سایه روشن) از صادق هدایت در ورامین رخ می دهند. در هر دو ورامین نمادی از جامعه ی ایران است.

 

لهجه ی شیرین تهرانی(تهرونی)

لهجه تهرانی یکی از لهجه‌های زبان فارسی است که لهجهٔ معیار این زبان در ایران محسوب می‌شود و در رسانه‌های گفتاری ایرانی (به جز رسانه‌های محلی) از این لهجه استفاده می‌شود. همچنین در تدریس زبان فارسی در کشورهای غیرفارسی‌زبان نیز از این لهجه استفاده می‌گردد. لهجهٔ تهرانی به شکل کنونی از زمان قاجار به وجود آمده‌است و با لهجهٔ اهالی بومی تهران متفاوت است. لهجه قدیم تهرانی هنوز هم در مناطقی مانند شمیران وجود دارد ولی در معرض نابودی است.

 

روند شکل‌گیری

از قدیم‌ترین روزها در تهران لهجهٔ قدیم تهرانی رایج بوده که نزدیک به لهجهٔ رازی یعنی منسوب به ری بوده‌است؛ چون این لهجه در شمال ری بوده، به لهجه‌های لواسانی یا همان گویش قصران نزدیک بوده و در واقع بین رازی و مازندرانی بوده و بسیاری از واژه‌های مازندرانی در این گویش وجود داشته‌است.

با تبدیل تهران به شهر توسط شاه تهماسب یکم فقط یک‌پنجم روستای تهران در شهر واقع شد و بقیهٔ شهر باغ و زمین بایر بود. در این دوران مردم مختلف و به‌خصوص نظامی‌ها به تهران مهاجرت کردند تا این‌که در دوران نادرشاه تهران یک پادگان نظامی شده بود.[۲] لهجه‌های این مهاجران با گویش روستای ری ادغام شد. پس از پایتختشدن تهران توسط آغامحمدخان قاجار مهاجرت به تهران و اقامت در آن سرعت پیدا کرد و بسیاری از اقلیت‌های قومی و مذهبی به تهران آمدند.[۳] تبعید طایفهٔ زند به تهران توسط آغامحمدخان و اثرگذاری لهجهٔ شیرازی را هم نمی‌توان در این گویش بی‌تأثیر دانست.

ایجاد منصب دیوان در زمان فتحعلی‌شاه اتفاق مهمی در این تحولات بود. پس از آن، تفرشی‌ها و آشتیانی‌ها مناصب مهم حکومتی را برعهده گرفتند. به این ترتیب، دو نوع زبان شایع شد «زبان قلمی» و «زبان شمشیری». حاصل اختلاط این دو زبان، لهجه‌ای است که امروزه در تهران رایج است.در نتیجه، به هیچ‌وجه نمی‌توان این گویش را تهرانی خالص نامید.

ویژگی‌های تلفظ

تبدیل «ان» و «انه» و بعضاً «ام» پایانی در بسیاری تکواژها:

  • خانه -> خونه
  • جان -> جون
  • آرام -> آروم

استثنا در واژگان بسیار رسمی از جمله اکثر جمع‌ها با «ان» جاری‌است

در لهجه تهرانی کسره برخی اوقات به صورت ی تلفظ می‌شود:

  • شکر --> شیکر
  • کشمش --> کیشمیش
  • بلیت --> بیلیت
  • جگر --> جیگر

بسیاری اوقات حرف آخر برخی واژه‌ها در هنگام استفاده در جمله حذف می‌شود. بطور مثال

اون خونه نیس =او در خانه نیست

هنو نرفتی= هنوز نرفتی

تلفظ «را

رای مفعولی به صورت ro یا o تلفظ می‌شود. در حالت نیمه‌رسمی پس از مصوت ro و پس از صامت o. گاه با ی میانجی بعد از مصوت yo تلفظ می‌شود و گاهی به همراه ایست چاکنایی میانجی بصورت 'o

  • ما را ببین --> ما رو ببین.
  • دست را بلند کن. --> دستو بلند کن.
  • علی را ببین. --> علی رو ببین --> علی‌یُ ببین.
  • برزو را بزن. --> برزو رو بزن --> Borzo'o bezan.

 جمع

واژگان همواره با «ها» که با تخفیف «ه» ادا می‌شود جمع بسته می‌شوند.

  • کتاب‌ها --> کتابا

ضمایر

ضمایر فاعلی

به جای ضمیرهای سوم شخص صفت‌های اشارهٔ جانشین اسم استفاده می‌شود.

  • سوم شخص مفرد

او؛ آن --> اون

  • سوم شخص جمع

ایشان؛ آن‌ها -->اون‌ها -->اونا

 های ناملفوظ

های ناملفوظ در همهٔ موارد با کسره تلفظ می‌شود. تنها استثنا کلمهٔ «نه» است که با فتحه ادا می‌شود.

 صرف فعل

  • شناسهٔ سوم شخص مضارع به جای «د» های ناملفوظ است. «می‌کند --> می‌کنه»
  • شناسهٔ دوم شخص جمع به جای «اید --> این» ادا می‌شود. «می‌کنید --> می‌کنین»، «رفتید --> رفتین»
  • شناسهٔ سوم شخص جمع با تخفیف دال پایانی ادا می‌شود: «می‌کنند --> می‌کنن»

تلفظ ضمایر متصل

تمام ضمایر متصل با مصوت پیشین کسره ادا می‌شوند جز اول شخص مفرد. واج الف در ضمایر متصل جمع مانند کلمه‌های جمع به و تبدیل می‌شود.

کتابَم کتابِت کتابِش.

کتابِمون کتابِتون کتابِشون

گذشته مستمر و حال ملموس

لهجه تهرانی و به طبع آن فارسی ایران دارای برخی ویژگی‌های جدید در دستور زبان است. یکی از این وِیژگی‌ها داشتن دو زمان فعلی گذشته مستمر و حال ملموس است که به کمک فعل کمکی داشتن ساخته می‌شود. این دو زمان به این شکل صرف می‌شوند.

گذشته مستمر: داشتم می‌رفتم | داشتی می‌رفتی | داشت می‌رفت | داشتیم می‌رفتیم | داشتید می‌رفتید | داشتند می‌رفتند

حال ملموس: دارم می‌روم | داری می‌روی | دارد می‌رود | داریم می‌رویم | دارید می‌روید | دارند می‌روند

این زمان در سایر گویش‌های شرقی فارسی دیده می‌شود. البته گذشته ملموس و حال مستمر با مفهومی کاملا یکسان در لهجه هراتی نیز با استفاده از کلمه هِی به شکل زیر وجود دارد:

گذشته مستمر: هی می‌رفتم|هی می‌رفتی|هی می‌رفت|هی می‌رفتیم|هی می‌رفتید|هی می‌رفتند

حال ملموس: هی می‌روم|هی می‌روی|هی می‌رود|هی می‌رویم|هی می‌روید|هی می‌روند

ویژگی‌های فارسی کهن در لهجه تهرانی

بسیاری از خاصیت‌هایی که به عنوان خصوصیات لهجهٔ تهرانی به شمار می‌آوریم در آثار متقدم فارسی به‌وفور یافت می‌شود ولی بعدها بسامد آنها کم شده‌است یا حتی شاید یکسره منسوخ شده‌اند و الان می‌انگاریم که ویژگی خاص لهجهٔ تهرانی‌است. از جمله استعمال ش فاعلی: مثلاً گاه در لهجهٔ تهرانی می‌گوییم «فلانی این کار را کردش» در حالی که در فارسی رسمی همواره می‌گوییم «کرد». در شاهنامه هم ش فاعلی بسیار به کار رفته‌است یا مثلاً در ویس و رامین.

مثال دیگر ادا کردن شناسهٔ سوم شخص جمع به تخفیف د. «کردن» به جای «کردند». به عنوان مثال در تاریخ بلعمی هم چنین چیزی دیده می‌شود (و البته آثار دیگر متقدمان). یا ترکیبی چون «علی، سرش درد می‌کند» که در آن اول رکن (مثلاً مضاف‌الیه) ذکر می‌شود و بار دیگر در جای اصلی با ضمیر ادا می‌شود (که در واقع بدل محسور می‌شود) در ادبیات فارسی کاملاً سابقه دارد. هم در شاهنامه آمده‌است و هم در آثار دیگر مثل غزلیات سعدی. سعدی می‌گوید «تطاولی که تو کردی به دوستی با من / من «آن» به دشمن خونخوار خویش نپسندم» اول کل رکن (در اینجا مفعول) را آورده‌است و بعد یک بار دیگر با «آن» به آن اشاره کرده‌است. یا در جای دیگر می‌گوید«باز می‌بینم و دریا نه پدیدست کرانش» یعنی کرانِ دریا پدید نیست.

[ویرایش] وام‌واژه‌ها

در لهجهٔ تهرانی وام‌واژه‌های زیادی وجود دارد از جمله:

همچنین به خاطر اینکه تهران از ابتدای حکومت ترک‌تبار قاجار پایتخت بوده‌است برخی واژه‌های ترکی نیز در لهجهٔ تهرانی رسوخ یافته‌اند. مانند:

  • اُغور اُغُر اوغور (معین) بخت/ دولت/ وقت / خیر/ برکت
  • ال و بل از اِله و بِله: چنین و چنان
  • اُماج – اوغماج: نوعی آش که با استفاده از آرد گندم می‌پزند. (لغات‌الترک)
  • ایز: رد پا (معین)
  • آیزنه، یزنه: شوهر خواهر (معین)
  • باجناق باجناغ (معین)
  • بزک/ بزاک: نقش و نگار/ آرایش (لغات‌الترک) (در اصلیت واژه شک هست).
  • بقچه بوغچه (معین) بوغ: جامه‌دان/ بسته (کاشغری)
  • بنچاق (معین)
  • بی‌بی (معین) عمه
  • پاتوق پاتوغ پا فارسی+ توغ ترکی
  • تپق

در این نوشتار از نمادهای زیر برای آوانویسی استفاده شده‌است

â = تلفظ حرف آ در واژهٔ آبادان

a = تلفظ حرف ا در واژه احمد

ٍe = تلفظ حرف ا در واژه ابراهیم

C = ج ç = چ

i = تلفظ حروف ای در واژه ایران

ş = ش

Q = غ یا ق

O = تلفظ حرف ا در واژهٔ امید

U = تلفظ حرف و در واژهٔ کوچه

X = خ